![]() |
![]() |
|
| حرفها و شعرهای دوستانه و خودمونی و اگه به کسی نگین یه خورده عاشقانه و ... |
|
سلام به تموم دوستای گلم. یه سال دیگه از زندگی مون کهنه شد و رفت.با تموم خوشی و ناخوشی هاش . برای بعضی ها سال خوبی بوده و برای بعضی دیگه سال بد. ولی کذشته ها گذشته و سال جدید رو دریابیم. از تمو م دوستایی که تو این یک ساله منو تنها نزاشتن و بهم سر سدم نمی دونم با کدون زبون و حس و حالی تشکر کنم. فقط یک کلام می گم که خیلی خیلی دوستون دارم. تمام آرزوم اینه که همگیتون اون چیزایی که اول سال از خدا می خواین به دست بیارین و سال خوب و پر از شادی و موفقیت داشته باشین. تو سال جدید بازم بهم سر بزنین . منم دعا کنین. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 اسفند1384ساعت 18:30 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
عشق را تن پوش جانم مي كني
كي مرا با خود از اينجا مي بري |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 اسفند1384ساعت 21:30 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
یار من٬ نازک بدن٬ خوابیده روی نسترن٬ ترسم که بوی نسترن از خواب بیدارش کند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 اسفند1384ساعت 11:33 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
بالم شکسته چاره ندارم دعا کنید پژمرده شاخه های قرارم دعا کنید احساس آشنایی من مانده در قفس وا مانده ای به پشت حصارم دعا کنید از من گرفته اند حسودان مسیر عشق دیگر کجا قدم بگذارم دعا کنید من خسته ام و از سفری دور می رسم تا بشکفد دوباره قرارم دعا کنید یاران صفا و تازگی باغتان کجاست پژمرده شاخه های بهارم دعا کنید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 اسفند1384ساعت 12:36 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمی گذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمی گذاره |
|
RSS
|