![]() |
![]() |
|
| حرفها و شعرهای دوستانه و خودمونی و اگه به کسی نگین یه خورده عاشقانه و ... |
|
آهای تویی که از من با هر رنگ و فریبی می خوای دل ببری باز ولی با من غریبی اگه تو حقه بازی منم دستتو خوندم یکی دیگه رو تو قلبم به جای تو نشوندم اگه عشق منی چرا با دیگرونی می خوای بری برو چرا دل می سوزونی ولی یه روز میاد که دیگه خیلی دیره یکی دیگه تو قلبم جای تو رو می گیره اگه عشق منی چرا با دیگرونی می خوای بری برو چرا دل می سوزونی ولی یه روز میاد که دیگه خیلی دیره یکی دیگه تو قلبم جای تو رو می گیره اگه عشق منی چرا .... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 22:47 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
با زمین خیلی غریبم با هوای تو صمیمی دیده بودمت هزار بار توی رؤیای قدیمی به نگاه چشم گریون یه فرشته رو زمینی چشامو به روت می بندم تا که اشکامو نبینی با تو فریادی از آن راه می کشم تا اوج باور دلهای آبی همیشه می مونن بی یار و یاور از کجا باید شروع کرد قصه ی عشقو دوباره تا همه بغضهای عالم سر عاشقی نباره غربت آرزوهامون دل طاقتو شکونده نگو تو شهر حقیقت واسه ما جایی نمونده نگو دیره واسه گفتن سهمم از دنیا همینه که تو تنهایی شبهام کسی اشکامو نبینه کسی اشکهامو نبینه کسی اشکهامو نبینه ..... از کجا باید شروع کرد قصه ی عشقو دوباره تا همه بغضهای عالم سر عاشقی نباره از کجا ...... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 22:44 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
يك حس زيبا و مطلق حسي به زيبايي تو تلفيقي از عشق و مهر است تمثال رويايي تو دستان گرم و نجيبت شب را به بازي گرفتند اين شب شكن هاي شرقي دستان دريايي تو تنهاي تنها گذشتي از سرنوشت غريبم شايد شبي گذشتم من از ناشكيبايي تو اي آخرين شعر بودن حس سرودن سرودن با خاطراتم چه كرده چنگ نكيسايي تو امشب گره مي خورد باز تقدير من با نگاهت اين اشتباه دل من يا عشق و گيرايي تو اين شعر آرام و عاشق تقديم دستان گرمت تقديم احساس پاكت تقديم تنهايي تو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 19:59 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
![]() صبر کن عشق زمينگير شود بعد برو يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو ای کبوتر به کجا ؟ قدر دگر صبر بکن آسمان زير پرت پير شود بعد برو يک نفر حسرت لبخند تو را می بارد خنده کن عشق نمک گير شود بعد برو خواب ديدی شبی از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبير شود بعد برو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 20:59 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمی گذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمی گذاره |
|
RSS
|