![]() |
![]() |
|
| حرفها و شعرهای دوستانه و خودمونی و اگه به کسی نگین یه خورده عاشقانه و ... |
باز باران بی طراوت کو ترانه؟! باز باران بي كبوتر بوف شومي سايه گستر باز جادو باز وحشت بي ترانه بي حقيقت كو ترانه!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 31 فروردین1386ساعت 12:57 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 فروردین1386ساعت 22:21 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
مي خواهم بنويسم ؛ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 22:26 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
مرگ اگر آید از این در گویم برو و از در دیگر بازآ سر برون آر ز هر روزن و در تا ببینم ز همه سوی ترا اینکه می خندد در این شب تار اینکه آن دور ستادست بپا سایه ی مرگ جهان ست و من است اینکه می خواند پیوسته مرا من تورا دوست تر از جان دارم ای که می خندی از دور به من مرده ام من،تو که یی،پیشتر آی روی بنمای در این گور به من من ترا دوست تر از جان دارم باز ، باز آی و مرا در بر گیر مثل این است که شاید افسوس تو ز من سیری و من از جان سیر
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 فروردین1386ساعت 20:26 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
عجب بالا و پایین داره دنیا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 فروردین1386ساعت 15:53 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمی گذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمی گذاره |
|
RSS
|