![]() |
![]() |
|
| حرفها و شعرهای دوستانه و خودمونی و اگه به کسی نگین یه خورده عاشقانه و ... |
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود بجفای فلک و غصه دوران نرود تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود برود از دل من وز دل من آن نرود که اگر سر برود از دل و جان نرود درد دارد چه کند کز پی درمان نرود دل بخوبان ندهد وز پی ایشان نرود |
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 مرداد1386ساعت 9:10 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمی گذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمی گذاره |
|
RSS
|