![]() |
![]() |
|
| حرفها و شعرهای دوستانه و خودمونی و اگه به کسی نگین یه خورده عاشقانه و ... |
پريشان كن سر زلف سياهت شانه اش با من سيه زنجير گيسو باز كن ديوانه اش با من كه مي كويد كه مي نتوان زدن بي جام و پيمانه شراب از لاله ي گلگون بده پيمانه اش با من ز عشق روي ليلي در جهان مجنون شد افسانه تو مجنونم بكن از عشق خود افسانه اش با من |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 16:27 توسط ...::: بیقرار :::... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
می خوام از آینه ها دل بکنم اما دل نمی گذاره
راه بیافتم دل به دریا بزنم اما دل نمی گذاره |
|
RSS
|